حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند

خرید بک لینک
چون که اون روزا حالم خیلی خوب بود.اون روزا هنوز دوست داشتم بیرون رفتن رو. عکس گرفتن رو.بیشتر سلفی.آه که چقدر راه اومدم! رسیدم اینجا که اصلا مقصدم نبود!حرفا تکراریه.من دارم میمیرم و نمیمیرم!! از کی شر حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:28

حالا جدی اینکه تو برای سحری پا میشی و یکی دیگه رو بی خواب میکنی و خودت میخوابی گناه نیست ؟یعنی مگه حق الناس نیست؟؟؟اینکه باعث آزار به خواب یکی بشی؟اصلا چرا نمیدونید من از دقیقه اولی که شما رفتید املت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 85 تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:28

اینایی که صدای خنده هاشون نمازخونه رو پرکرده..دوستای سه ساله منن.منم روزی باهاشون بودمبزار از اول بگم.اون وقتا که فقط یکیشون اینجا بود یعنی این خابگاه من میشد بهش سر میزدم...پاییزِ پیارسال بود.میومدم حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:28

مقداری حال خوب نیازمندیم

تا بتوانیم راه خانه را پیش گیریم. سر راه برای خواهر عشق ترشکمان ترشک بخریم .در واقع در ذهنمان کارهای زیادیست که دوست داشتیم انجام بدیم.اما فقط در حد ایده آل ذهنی باقی ماندند.به امیدِ روزهای دورِ خوبی هستیم که بتوانیم انجامشان دهیم..مقداری پیارسال نیازمندیم.بهار و اهنگ و راهش جور است. سال بعد همین را هم نخواهم داشت...:(

ما اینجا دلمان برای هرچیز کوچکی تنگ است...

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: پنجشنبه 26 ارديبهشت 1398 ساعت: 4:28

دلم میخواد یه بار پاییز ،آبان، وقت باروون بیام اینجا بوفه دانشکده،یه لیوان چای بگیرم،برم بشینم بیرون روی نیمکت ،زیر بیدمجنون...رادیو چهرازی گوش بدم....

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 74 تاريخ: پنجشنبه 19 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:30

این قسمت ماه رمضان در. خابگاه! صبح قراره هم اتاقیا برای نماز وسحری بیدارشن!این برای من یعنی عذابه علیممم!!!خب معصومه فقط دو شبه این هفته فقط دوشب سعی کن تحمل کنی..آخ خدایا...پارسال نه پیارسال چندروز حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 115 تاريخ: پنجشنبه 19 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:30

استاد ولی من اون روزایی رو دلم میخواد که سوال میپرسیدین و من دستم و داوطلب بلند میکردم و درست ترین جوابو میدادم و شما تحسینم میکردید...شما منه اون روزا رو یادتون نیست...منه الانو میشناسید که سوال میپرسید. و ازم جواب میخواید و من بلد نیستم و ناامید ازم روی برمیگردونید!!

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 136 تاريخ: پنجشنبه 19 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:30

باید برات مینوشتم.دلتنگم. یکی از هم اتاقیام یه قسمت از یه اهنگ تو سریال شهرزادو برام تو یه تیکه کاغذنوشته بود،به خوابم یک نظر بگذر که سرمستم کند بویت....

اینروزا هیچم،نگاهم.فقط نگاه.چقدر بده آدم نفهمه خودشو،دردشو...

لبم خاموش و دل بی تاب و پا لرزان
خدایا بال و پر بگشا، که پر گیرم سر کویت

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 145 تاريخ: پنجشنبه 19 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:30

توی اتوبوسم.تو راهه برگشت به خونه.نور خورشید از بین خطوط پرده به داخل میتابه. اهنگ مژده بده ی احسان خواجه امیری داره پلی میشه تو گوشم.میگه;مژده بده دارم دارم میام سراغتدنیا به روت خندیده خوشبحالت مژد حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 103 تاريخ: پنجشنبه 19 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:30

ماه رمضونه؟جدی؟؟اصلا هوا هوای ماه رمضون نیست!اصلا حسش نمیکنم!!

بعد ِ سالها ماه عسل دیگه نیست.مدتهاست تلوزیونم نمیبینم.نه نماز نه روزه.خب طبیعیه

اما بازم سالهای گذشته شده اندازه یه نفس،احساسش میکردم!!!

حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند...

ما را در سایت حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: پنجشنبه 19 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:30

صفحه بندی